پرینت

گفت و گویی با قباد آذرآیین، نویسنده‌ی خوزستانی-نعمت نعمتی

نوشته شده توسط نعمت نعمتی. Posted in گفت‌وگو

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

قباد آذرآیین در دهم فروردین ماه 1327در مسجدسلیمان به دنیا آمده است،  اما سال‌هاست که در تهران زندگی می‌کند. اولین داستانش با نام "باران" در سال 1345 در نشریه ی ادبی "بازار" چاپ شد. این نشریه به همت زنده یاد محمد تقی صالح‌پور در رشت چاپ می‌شد و از نشریات وزین و پربار آن روزگار بود. وقتی با جناب قباد آذرآیین گفت‌وگو می‌کردم، گفت: " جا دارد یادی بکنم از زنده یاد صالح‌پور که حق بزرگی بر گردن ادبیات معاصر ما داشته اند".

کتاب های منتشر شده ی آذرآیین:
1-   پسری آن سوی پل، برای گروه سنی نوجوان، نشر ققنوس سال 1357
2- راه که بیفتیم ترسمان می ریزد، برای نوجوانان،نشرپیشرو سال1359
3- حضور، مجموعه داستان، سال 1377 ،نشر سیمرو
4- شراره‌ی بلند، مجموعه داستان، نشر دارینوش، سال 1379
5- هجوم آفتاب، نشر ققنوس، مجموعه داستان ، چاپ اول،،1387
چاپ دوم 1389(تقدیر شده در جایزه ی مهرگان ادب) کتاب فصل و نامزد جایزه ی جلال آل احمد)
6- چه سینما رفتنی داشتی یدو، مجموعه داستان، نشر افکار، سال1390
7- عقرب‌ها را زنده بگیر، نشر افراز، 1390، رمان.
آثاردر دست انتشار:
1- گاو شقایق را نمی فهمد، نشر افراز، مجموعه داستان های کوتاه کوتاه
2-داستان من نوشته شد، مجموعه داستان، نشر ثالث
آنچه می خوانید حاصل گفت‌وگویی است که با ایشان داشته‌ام:

1-     اینکه داستان نوشتن را " عرق ریزان روح " گفته اند یعنی چه؟ مگر دیگر هنرها شامل عرق ریزان روح نمی شود؟مثلا تئاتر یا سینما؟
ج: ببنید، اصولن "نوشتن" عرق ریزان روح است. مسلمن برای تدارک یک متن نمایشی، چه در سینما و چه در تئاتر، ما نیازمند نوشتن هستیم.و برای نوشتن این متن می اندیشیم یعنی روح و جسممان را به تحرک و عرق ریختن وادار می کنیم.

2-     چقدر به " فرم " در داستان اعتقاد دارید و نسبت محتوی و فرم را چگونه می
بینید؟
ج:در هنگام نوشتن فقط به "داستان" فکر می کنم. این که چگونه می توانم چیزی را که دغدغه ذهنم شده و تا قلمی اش نکنم راحت نمی شوم . در این موقع نه به فرم فکر می کنم  نه به زاویه دید. وقتی داستان نوشته شد نفس راحتی می کشم و چند روزی به حال خودش رهاش می کنم بعد که به فکر بازنویس اش می افتم به این که با چه زاویه دیدی نوشته شود بهتر است فکر می کنم.  فرم تابعی از محتواست هرداستانی فرم خاص خود را پیدا می کند.
3-     موقع نوشتن ، چه چیزی مانع می شود آن گونه که می خواهید ننویسید؟ اصولا سدی هست در وقت نوشتن یا نه؟
ج:سر و صداهای مزاحم اطراف ،روزمرگی ها، دغدغه ای شغلی مهم ترین سدهایی هستند که تمرکز مرا هنگام نوشتن به هم می زنند
4-     در داستان نویسی کدام زاویه ی دید را بیشتر می پسندید و چرا؟
ج:هر زاویه دید، ویژگی ها و کارکردهای خودش را دارد نمی توان گفت کدام زاویه دید تاثیرگذارتر است.من با زاویه دید اول شخص راحت ترمی نویسم.
5-     آیا خط کش اندازه گیری هست که بشود " داستان کوتاه " را با آن تعریف کرد؟
ج:درتعریف داستان کوتاه روایت ها و نطریات چندی هست. این که برشی از زندگی است...این که در یک نشست خوانده شود و..ولی واقعیت این است که برای داستان کوتاه نمی شود به تعریفی جامع و مانع رسید.
6-      موقع نوشتن ، احساس راحتی می کنید یا با شخصیت های داستان که درگیر می شوید ، به شما هم منتقل و باعث آشفتگی خیال می گردد؟
ج:فقط موقعی نفس راحت می کشم که داستان آن طور که راضی ام کند قلمی شده باشد. در تمام طول نوشتن دغدغه دارم و آرامش ندارم. با شخضیت های داستانم همذات پنداری می کنم اگر آشفته اند آشفته ام و اگر شادند شادم.
7-     تا حالا شده که شخصیتی را خلق کنید و به حالش اشک بریزید یا بخندید؟
ج: نخندیده ام اما گریسته ام..بارها..با صدای بلند..
8-     چرا می نویسید؟ اصلا داستان نویس ، حرف حسابش چیست؟
ج: در پاسخ این سوال کلیشه ای جایی گفته ام بهتر است پرسیده شود چرا نمی توانید ننویسید؟ نویسنده با کسی بده بستان ندارد که موضوع"حرف حساب"مطرح شود.او باید حرفش را بزند . چاره ای جز این ندارد.
9-     قباد آذر آیین نسبت به سی سال پیش چه تغییری کرده؟ آیا راضی هست از نوشتنش یا فکر می کند دارد خود و زندگی اش را تکرار می کند؟ چرا؟
ج:از نظر فیزیکی پیر و ناتوان شده ام . در این شکی نیست.اما خسته نیستم و از این که عمرم با نوشتن گذشته راضی ام.
10-  فکر می کنید از کدام نویسنده ها تاثیر گرفته اید؟
ج: مسلم است که نویسنده درخلاء زندگی نمی کند. دورش حصاری کشیده نشده، از نوشته های نویسندگان پیش از خودش بی اطلاع نیست و مسلم است که از آن ها تاثیر می گیردمن از نوشته های هدایت، گلشیری، درویشیان واحمد محمود تاثیر گرفته ام و از شگرهای داستان نویسی آن ها سود برده ام.
11- کدام نویسنده ها را بیشتر می پسندید؟ مخصوصا نویسندگان خوزستانی.چرا؟
ج:داستان خوب، یعنی داستانی تکانم بدهد برایم مهم است مهم نیست کدام نویسنده آن را نوشته باشد..در خوزستان نویسندگان خوبی قلم زده اند  یا قلم می زنند. کسی را نام نمی برم.
12- تفاوت داستان نویسان دهه ی چهل با  داستان نویسان حال حاضر را در چه می بینید؟ کدام یک قوی تر عمل کرده اند؟
ج:هر دوره ویژگی خودش را دارد ومسلمن نویسندگان خاص خودش را نمی توان گفت کدام قوی تر می نویسند. اما آزادی عمل نویسندگان دهه ی چهل قطعن بیشتر بوده و دست و بالشان برای نوشتن بازتر..به همین دلیل با حسرت از آن دوران یاد می کنیم.
13- تا حالا پیش آمده که با خود درگیر شوید و بگویید " آخه نویسندگی هم شد کار"؟
ج:نویسندگی را "کار" نمی دانم --اگر منظورتان از کار، شغل باشد--بنابراین هرگزاین حرف را بر زبان نمی آورم.

14-عاشق نوشتن هستم یعنی چه؟
ج:یعنی این که بدون نوشتن نمی توانم زنده باشن همان طور که عاشق بی وجود معشوق زنده نیست.
15- فکر می کنید چند در صد از نویسندگان جهان ، مبتلا به افسردگی شده باشند یا هستند؟ یا خودکشی کرده باشند؟ علت آن را در چه چیزی می بینید؟
ج:من فکر می کنم یک نویسنده هنگامی دست به خودکشی می زند که حس کند به آخر خط رسیده. یعنی دیگر توان نوشتن ندارد یا توان دارد اما نمی گذارند بنویسد.اما افسردگی یار غار نویسنده است.وهمیشه با اوست خاصه هنگامی که قلم به دست می گیرد.
16- وضعیت انجمن ادبی در خوزستان را چگونه می بینید؟
ج: متاسفانه خبرهای خوشایندی ندارم.خوزستان دست به قلم هایی ارزشمندی دارد اما شایستگی هایشان اجازه ی بروز و عرض اندام نیافته است.
17- شما برای داستان نوشتن، دوره ای را گذرانده اید؟
ج: خیر..
18- فکر می کنید می شود با گذراندن دوره ی " داستان نویسی " داستان نویس شد؟ چرا؟
ج: هیچ نویسنده ای صرفن با حضور در کلاس داستان نویسی، نویسنده نشده است دایرکنندگان این کلاس ها هم چنین ادعایی ندارند. باید مایه های اولیه نوشتن در کسی باشد. این کلاس ها فقط دست نویسنده را می گیرند و اورا پا به پا می بر ند.
19- یزرگ ترین آرزوی قباد آذرآیین چیست؟
ج: این که دردنیایی زندگی کند که "ممیزی"و سدی برای نوشتن وجود نداشته باشد.
20- حرف آذرآیین در" چه سینما رفتنی داشتی یدو "؟ چیست؟ تفاوت آن با " عقرب ها را زنده بگیر" در چیست؟ منظور "موتیف" اصلی است.
ج:هر نوشته حرف و هدف خودش را دارد. اما دغدغه ی همیشکی من "شکافتن"
دمل چرکین دردهای جامعه ای است   که در آن زندگی می کنم.این را وظیفه ی خود می دانم.

گفت‌وگو کننده: نعمت نعمتی

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی