پرینت

دو برداشت از رمان «دومینانت یا مامان اون زنه رو...» - کامران برادران رزاز

نوشته شده توسط کامران برادران رزاز. Posted in ویژه‌نامه‌ی بررسی کتاب «دومینانت یا مامان اون زنه رو...» نوشته‌ی فرید قدمی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 


نام‌های کوچک هیچ‌کس

دو برداشت از رمان «دومینانت یا مامان اون زنه رو که داره می‌دوئه می‌بینی؟»،‌ نوشته‌ی فرید قدمی
کامران برادران رزاز


اگر بخواهیم کلّی‌ترین ویژگی‌های «نوشتار انتقادی» را برشماریم، بی‌تردید فراتر رفتن از بافتِ نحوی معمول یکی از آن‌ها خواهد بود. نوشتار انتقادی تلاشی است برای خروج از ساختارِ مبتنی بر کدگذاری، گونه‌ای چیدمان که از نظامِ قاعده‌مندِ حاکم فراتر رفته و حوزه‌ای جُدا از تحکّم‌های نظری را شکل می‌بخشد، حوزه‌ای دیگرسان، مرزی تُهی میان کلیشه‌هایی که از هر سو بر او حمله می‌برند. اگر بخواهیم به زبان ژولیا کریستوا سخن بگوییم، از هم پاشیدن نظام‌های اقتداری به دگرگونی در ساختار زبان وابسته است، کارکردی که این متفکّر فرانسوی نه به ادبیات (Literature) بل به آنچه زبانِ شاعرانه (Poetic Language) می‌نامد نسبت می‌دهد. جستار پیش رو در تلاش برای دست‌یابی آن نقاطی است که رمانِ «دومینانت یا مامان اون زنه رو که داره می‌دوئه می‌بینی؟» حوزه‌های دگرسانِ خویش را شکل می‌بخشد.

1- خنده‌ی مینا
در دنیای دومینانت ما با جهانی از خشونت و مرگ سروکار داریم. جهانی که- اگر بخواهیم دیدگاه هیلن سیکسو،‌ فیلسوف فرانسوی، را وام بگیریم- در مرکز تفکر پدرسالارانه قرار دارد. خشونتِ پیانیست علیه مینا، ‌تجاوز آن سه نوجوان به او، همه و همه دست‌اندرکار توصیفِ آن جهانِ دوئیت‌محوری است که در آن تقابل بنیادیِ مرد/ زن شکل گرفته است. در بخشی از کتاب، راوی به شرحِ خوابی می‌پردازد که پیانیست شبِ قبل از حادثه دیده بود: « شب قبل خواب دیده بود وسط میدان توحید پشت پیانواش نشسته و دارد برای هزاران آدمی که روی کاپوت و سقف ماشین‌هایشان نشسته‌اند، پیانو می‌زند. قطعه‌ای را می‌نواخت تا به حال نشنیده بود... فکر می‌کرد بداهه می‌زند، اما انبوه جمعیت با صداهایی که از دهانشان درمی‌آوردند، همراهی‌اش می‌کردند. بعد دید که سراپایش خونی است. هرکلید را که با انگشت‌هایش لمس می‌کرد، خون توی صورتش می‌پاشید. انگار پیانو با دهانی خون‌آلود توی صورتش تف می‌کرد. بعد پیانو دست و پا درآورد و شکل مینا شد » (قدمی، 1391، 14). آن قطعه‌ای که پیانیست با همراهی دیگران می‌نوازد چیزی نیست جُز ملودیِ جهان‌شمولی که در آن وضعیت‌های سلطه و فرمانبری ساخت یافته‌اند. طرحی که در آن زن از طریق کنش‌پذیری و مفعولیت (نواخته شدن بوسیله‌ی پیانو) تعریف شده، همچون ابزاری فرعی عرضه می‌شود. به عبارت دیگر، زن/پیانو در این ملودی یا کنش‌پذیر است و مصرفی و یا فاقد وجود. در این تقابلِ خشونت‌آمیز، یک طرف باید به نفع طرف دیگر در بی‌معنایی و غیبت نابود شود. به بیان دیگر، ضربات پیانیست بر کلیدها همچون مشت‌هایی گره کرده است که بر بدنِ زنانه وارد می‌آید و صلبیت تحمیل شده بر آن را پررنگ کرده، در برابر چشمانش می‌آورد. از دیگر سوی، این نکته که همه‌ی حاضران از ترانه‌ی پیانیست آگاهند و او را با صدایشان همراهی می‌کنند خود نشان‌دهنده‌ی آن سنتِ فکری است که در فرهنگ بشر، با تاکید بر تقابل‌های جنسی، معناهای ممکن زنانگی را محدود،‌آن را چون مفهومی منفی بازتولید می‌کند.
در این میان،‌ مینا، آرزوی تحقق نایافته‌ای دارد؛ نویسنده شدن. در رمان بارها و بارها بر این خیال‌پردازیِ از دست‌رفته تاکید می‌شود. اما مینا چه می‌خواهد بنویسد؟ «خیلی دلش می‌خواست داستانی بنویسد و تاجایی که می‌تواند این آدم‌ها را مسخره کند، ‌دستشان را رو کند و بهشان بفهماند که خنگ و احمقند»( همان، 18).‌ این تاکید مینا بر نوشتن و خصلت انتقادی نهفته در این نوشتارِ خیالین را می‌توان همچون منازعه‌ای دانست بر فضایی که در آن گرفتار آمده. نوشتاری که، برخلاف «ادبیات»، دلالت دارد بر ارزش‌هایی پیوسته که فراتر از تجزیه و تحلیل‌های معمول قرار می‌گیرد و لذا غیرقابل دسترس است. غیرقابل دسترس چرا که بر شکل‌بندی ایدئولوژیکی دلالت دارد که روابط قدرت را نمایان می‌کند. زبان نوشتاری مینا، زبانی شاعرانه است تا از روابط قدرت سرباز بزند. زبانی که از چهارچوب‌های ادراکی روزمره‌ی ما فراتر می‌رود،‌ تصورات یا اشیاء را در آواها و آهنگ‌ها محصور می‌کند. نوشتار مینا نه بر مضامین روزمره،‌ بل عناصر دگرسان دلالت دارد؛ «هرچه عجیب‌تر و کابوس‌وارتر، واقعی‌تر!» (همان، 15). به بیان دیگر، مینا درعوض کنش عملگرایانه بر خودِ نوشتار به مثابه‌ی جایگاه رادیکالیته تاکید می‌کند. رادیکالیته‌ای که مهم‌ترین خصلتش پرده برداشتن از لجن‌وارگی فضای نمادین است. نوشتار مینا با به هم زدن خط مرز ساحت نمادین و خیالین، قواعد روزمره را تحلیل می‌برد. در چنین نوشتاری ما با جریان بی‌پایانِ تفاوت‌ها سروکار داریم: تلی از تصاویر شکسته، در عوضِ سامانی نظام‌مند. قرائت مینا متن را به قطعه‌هایی به اندازه‌های مختلف تفکیک می‌کند،‌ از پایانه‌های منقطع و پرسش‌های بی‌پاسخ انباشته است.


2- پیکره‌ی توتم
مینا، برخلاف پیانیست، توانایی اندیشیدن به تن خویش را از دست داده است. او در تکاپوی فرار از دست پژوی آلبالویی رنگی که قصد زیر گرفتنش را دارد، درمی‌یابد که دیگر قدرت تعیّن بخشیدن و قرائت را ندارد: « نمی‌تواند به تنش فکر کند... نام عنصرهای تنش را فراموش کرده. یادش نمی‌آید. نمی‌تواند. کف دستش، خیس و کثیف، ملتهب و پوست‌پوست، بی‌نام است» (همان، 25). درواقع، مینا نمی‌تواند با استفاده از عناصر زبانی‌ای که انسان روزمره با آن سروکار دارد، و از طریق آن به تعریف چیزها و خود می‌پردازد، قرائتی مستقیم از وضعیت و هویت خویش ارائه دهد. زبانِ نمادین، آن زبانی که سوژه‌گی شخص را شکل می‌بخشد، قدرتِ توصیفی خویش را از دست داده و نمی‌تواند هویت و امیالِ مینا را در خود بگنجاند. آن کلماتی که بدونِ هیچ «شکل و شکلکی» به ذهن او هجوم می‌آورند، نشان از حفره‌ای در ساحتِ نظام‌مندِ نمادین دارند. «موجودِ سخن‌گو» با استفاده از این زبان است که خود را شکل می‌بخشد. به دیگر سخن، زبان - به مثابه‌ی نظام دلالتی و گفتمانی- سوژه‌ی سخن‌گو را در درون خود می‌سازد و ویران می‌کند. بدین قرار، هویت سوژه، از میانِ گفتمان‌های ناهمسازی که تمدن بشری را شکل بخشیده‌اند ( تاریخ، سیاست، روانکاوی، فلسفه و الخ) هویت یافته،‌ سوژه‌گی‌اش تعیّن می‌یابد.
اما هویتِ مینا در این نظامِ تک‌محور نه در دسترس قرار دارد و نه تشخیص داده می‌شود. تجربه‌ی بی‌زبانیِ مینا، ‌در کنارِ علاقه‌ی او به نوشتاری برای خود، را می‌توان همچون سیاستی دانست که در برابر گفتمانِ قضیب‌محور و پدرسالارانه‌ی پیرامونش،‌گفتمانی که بر کلیدها مُشت می‌زند، مفهومِ دیگری از هویت را ارائه می‌کند. بیانِ آنچه انسان می‌بیند و یا بوسیله‌ی حجم‌وارگیِ اشیاء در ذهن دارد، ‌ریشه در آن هویت‌بخشیِ تک‌صدایی دارد که در آن تفاوت و چندگانگی حذف یا ادغام می‌شود. هویتِ زنانه‌ی مینا، با ورود به نظامِ اقتصاد لیبیدوئی مبتنی بر دیدار، در معرض کنش‌پذیریِ صرف قرار می‌گیرد. عدم توانایی مینا بر نام‌گذاری بر اشیاء، همچون ضعفی در این نظامِ شیئ مدار عمل می‌کند؛ همچون حُفره‌ای در رده‌بندیِ عرضه و میل. او با نام‌ناپذیریِ خود منطقِ «دیدن – باور کردن- نامیدن» را شکسته، فضایی برای یافتن زبان‌های جدیدی می‌گشاید تا زنانگی در آن بتواند خودش را نمایان کند. به گونه‌ای که برآمدگی‌های چندوجهیِ این زنانگی و چندلایگیِ اصلِ لذت در آن تبلور یابد، نه چون قضیب‌محوری تک ساحتی و متمرکز.
از این روست که مینا، آنگاه که خود را دربرابر آینه زشت می‌بیند، درواقع دست رد می‌زند بر اینهمانیِ تصویر و دال در نظام فکری قضیب‌محور. منطق فکری‌ای که در آن داشتن تصویری یکپارچه و منسجم از خود، حتی اگر – به لکانی‌ترین معنیِ ممکن- کاذب باشد، مرحله‌ای ضروری از شکل‌بندیِ ذهنیت و فردیت است. به بیانِ دیگر، تصویرِ آینه، به مثابه‌ی یک دال، جُزئی است از نظام فکری مبتنی بر دیدن که با تکیه بر این دیده‌شدن – و نه خودِ واقعیت- بر شناختِ تصویر به مثابه‌ی خود تاکید دارد. اما مینا در برابر این آینه زشت دیده شده و بدل به موجودی دیگر می‌شود: زنی شصت ساله با موهای مشکی مجعد و کوتاه. درواقع، آینه به مثابه‌ی ابزاری برای اغوا، بعنوان آلتی برای استحاله‌ی او به برون‌بودگی بکار می‌رود. آنچه این دیگربودگی نمایان می‌کند نوعی اختلال در نظامِ فکری/زبانیِ نمادین است. مینا درتلاش برای بازنویسی این نظام نمادین به گونه‌ای است که در آن زبانی برای سخن گفتن، از و برای خودش، شکل دهد؛ نوشتاری متکی بر زنانگی خویش، مرتبط با کثرت و تعدّد زنانگی. این کنش زبانی، آن نوشتاری که مینا همواره در آرزویش بود، بنیان خود را نه بر ارتباط‌های برآمده از اینهمانی و مشاهت بل بر کلّیت‌های متکثر و بی‌پروای زنانه استوار می‌کند.


* منابع:
1- ایریگارای، لوس،‌ آن اندام جنسی که یک اندام نیست،‌ ترجمه‌ی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، در «متن‌هایی برگزیده از مدرنیسم تا پست‌مدرنیسم»، ویراستار عبدالکریم رشیدیان، نشر نی، چاپ دوم: 1381
2- راباته، ژان میشل، پیش‌درآمدی بر ژاک لاکان، ترجمه‌ی فتاح محمدی، فصل‌نامه‌ی ارغنون، شماره‌ي 22
3- رابینز، روت، فمینیسم‌های ادبی، ترجمه‌ی احمد ابومحبوب، چاپ اول: 1389
4- قدمی، فرید، دومینانت یا مامان اون زنه رو که داره می‌دوئه می‌بینی؟، انتشارات افراز، چاپ اول: 1391
5- مک‌آفی، نوئل، ژولیا کریستوا،‌ترجمه‌ی مهرداد پارسا، نشر مرکز، چاپ اول: 1385

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی