پرینت

درباره ادبیات امروز، خاطره‌نویسی، مرتجع‌ها و هادی معصوم‌دوست - سینا حشمدار

نوشته شده توسط سینا حشمدار. Posted in ویژه‌ نامه‌ی رمان «به شیوه‌ی کیان فتوحی»

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

درباره ادبیات امروز، خاطره‌نویسی، مرتجع‌ها و هادی معصوم‌دوست
سینا حشمدار

 

نمی‌دانم دقیقا چه چیزی باعث شد که ما ایرانی‌ها نتوانیم هیچگاه جانب اعتدال را رعایت کنیم و با مدیریت و برنامه خاص وقایع را جلو ببریم. به همین خاطر هم هست که ده سال به ده سال هم یک رمان درجه یک نداریم و هر چه چاپ می‌شود و می‌خوانیم یک جای کارش می‌لنگد. حالا این لنگ زدن‌ها در هر دوره‌ی زمانی بیشتر به یک سمت بوده. مثلا یک دوره همه غرب‌زده می‌شوند و بعد یکهو ضد غرب! به خاطر همین هم وقتی کتاب‌های آن دوره و آن گروه نویسنده را می‌خوانی ایدئولوژی گل‌درشت توی صورتت می‌خورد. یک دوره فرم‌گرایی باب می‌شود. یک دوره سیاسی‌مآبی و مبارزه، یکهو همه مدرن می‌شوند و یکهو پست‌مدرن. در این دایره قسمت هم دو چیز سهم ما بوده. یکی اینکه رئیس جمهورمان در دوران جوانی احمدی‌نژاد باشد و دیگری جو غالب داستان‌نویسی‌ کشورمان خاطره‌نویسی باشد...

قسمت این است و کاریش نمی‌شود کرد. هر ده تا رمان و مجموعه داستانی که می‌خوانی یازده‌تاش دارد خاطره تعریف می‌کند و به طرز غریبی تکراری و کسل‌کننده است. اگر ده سال دیگر روی این کار پافشاری کنیم به شیوه‌ی کارور می‌توانیم یک جریان در داستان‌نویسی شکل دهیم. البته جریانی که در کشور خودمان هم چندان طرفداری ندارد.

البته بوده‌اند همیشه در تاریخ بشریت کسانی که به دنبال موج‌سواری نیستند و سعی دارند کار خودشان را درست انجام دهند. تمام این‌ها را گفتم تا این را بگویم که «به شیوه‌ی کیان فتوحی» یک همچین رمانی است، یعنی در این آشفته بازار به دنبال راه و مسیر خودش است و مثال نقض خوبی به حساب می‌آید.
این کتاب مثل تمام کتاب اولی‌ها ایراد زیاد دارد و می‌شد حالت‌های بهتری برای آن در نظر گرفت. ولی این کتاب چیزی دارد که آن را از سیل کتاب‌های خاطره‌واری که هیچ بویی از داستان و تکنیک و اتفاق نبرده‌اند جدا می‌کند. از طرفی این کتاب به شیوه باقی کتاب‌های جریان مخالف که حالتی واپس‌گرا و حرکتی رو به عقب دارند نیست. یعنی سعی نمی‌کند برای مقابله با خاطره‌نویسی که عموما در بستر زندگی امروزی شکل می‌گیرد داستان را به سمت دِه و روستا ببرد و شخصیت‌اش کل‌عباس باشد و عمده مشکل‌ش به شیر ندادن بزش برگردد.
نکته مهم دیگر این کتاب، شخصیت محور بودن آن است. خیلی وقت است –اگر بخواهیم زیاد دقیق شویم سر این رشته دراز است البته!- که داستان‌های ما تک شخصیت‌های به یادماندنی و آدم‌های جالب ندارند. کیان فتوحی در این داستان نمونه‌ی خوب تلاش یک نویسنده برای خلق شخصیتی‌ست که مخاطب می‌تواند در خیلی از جاهای داستان با او همراه شود. درست است که نویسنده پایه کار را خوب کاشته و وقتی نوبت به برداشت رسیده زیاد موفق نبوده ولی من برای این تلاش او احترام زیادی قائل هستم. کیان فتوحی خوب شروع می‌کند، یک دنیا ایده می‌ریزد جلوی رویت ولی در انتها آن ضربه مهلک را وارد نمی‌کند و همین می‌شود که هنوز قسمت‌هایی از چهره‌ی او برای مخاطب ناواضح و در تاریکی می‌ماند.

در این یادداشت کوتاه تنها هدفم این است که به چند ویژگی مهم این کتاب اشاره کنم. ویژگی‌هایی که در ادبیات داستانی امروز آنقدر کم‌رنگ شده‌اند که دیگر رو به فراموشی می‌روند. هادی معصوم‌دوست در نگارش این کتاب، پلاتی شخصیت‌محور را انتخاب کرده و با خلق شخصیت «کیان فتوحی» مخاطب را با احساسات و درگیری‌های جزئی ذهنی او همراه کرده. راوی این داستان به شیوه درستی شخصیت‌پردازی شده. نشانه‌های داستانی‌ای که درونیات او را نشان می‌دهند درست و هوشمندانه انتخاب شده‌اند و به سبک خاطره‌هایِ داستان نام‌گرفته‌ی این روزها، شخصیت مدام در حال وراجی و تعریف اتفاق‌های دور و برش نیست. نکته دیگر مربوط به مرتجع نبودن این کتاب است. این کتاب جدای تمام ضعف‌هایی که دارد خود را تکه‌ای از ادبیات مدرن قرار داده و خصوصیت‌های قابل بررسی زیادی دارد.
درست است که در نیمه دوم رمان و هر چه بیشتر به سمت پایان پیش می‌رویم، شاهد این هستیم که ایده‌های نویسنده رو به اتمام است و آن دایره فرمی که باید پیرامون اثر شکل بگیرد کامل نمی‌شود و انگار که نویسنده آن ایده‌های درخشانی که برای شروع داستان‌ش داشته را برای انتهای آن تمام کرده ولی نوشتن رمانی با این همه احساس‌ شخصی و با این همه جزئیات کار ساده‌ای نیست. به هادی معصوم‌دوست به خاطر نوشتن چنین کتابی تبریک می‌گویم.

 

دانلود کتاب «به شیوه‌ی کیان فتوحی» نوشته‌ی هادی معصوم‌دوست

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

نظرات   

 
0 #2 مخاطب ادبیات 1392-03-06 20:56
نمی شود در نقد ادبی همه را با یک چوب زد و همچنین حالی که داریم بحرانی است وانتقاد یک طرفه راه به جایی نمی برد
نقل قول
 
 
0 #1 یک نویسنده 1392-03-06 17:25
ظاهرا این را فراموش کردید بگویید که جو غالب انتقاد هم غرولند کردن است و بیرون گود ایستادن و فریادهای بی معنا زدن! این که مدام و در هر دوره ای از چیزهایی بنالیم که انگار نالیدن از انها مد شده است و به این وسیله سوار با موجی مخالف باشیم. انتقاد منفی همیشه راحت تر و کار آدمهای بدون خلاقیت آقای حشمدار! این را هم از یک نویسنده ی پیش کسوت که به قدر کافی طی سالها از این چس ناله های به ظاهر روشنفکرانه شنیده بشنوید!

______________________

سینا حشمدار: ممنون از یادآوری‌تون
نقل قول
 

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی