پرینت

گفت‌وگو با ناتاشا وایمر مترجم انگلیسی رمان 2666 از روبرتو بولانیو - برگردان: سینا حشمدار

نوشته شده توسط سینا حشمدار. Posted in ویژه‌نامۀ رمان 2666 نوشتۀ «روبرتو بولانیو»

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


گفت‌وگو با ناتاشا وایمر مترجم انگلیسی رمان 2666 از روبرتو بولانیو

25نوامبر 2008 مصاحبه کننده: زاچ بارون ZACH BARON

برگردان: سینا حشمدار

 

گفت‌وگو با ناتاشا وایمر در حقیقت به سفارش Lit Seen صورت گرفته است، بخشی ادبی تازه تاسیس. اما برای اینکه گفت‌وگو دربارۀ 2666 به نتیجۀ درستی ختم شود، بحث به وجوه مختلفی از این رمان و صحبت دربارۀ ریزه‌کاری‌های پیدا و پنهان اثر و دیگر مباحث به میان کشیده شد. متن کامل گفت‌وگو را در ادامه مشاهده می‌کنید.

 

همواره در نقد ترجمه این نگاه غلط وجود دارد که آن را با نقد خود اثر یکی می‌دانند و این موضوع بیشتر توسط منتقدنی صورت می‌پذیرد که کتاب را به زبان اصلی نخوانده‌اند. تجربۀ شما از مواجهه با چنین برخوردهایی چیست؟

-         در ابتدا باید اعتراف کنم که من از هرگونه نقد و نظر مثبت یا تعریفی خوشحال می‌شوم، حال خواه درست باشد و خواه غلط ولی دربارۀ این موضوع دقیقن می‌دانم که منظورتان چیست. یک سری صفت‌ها در نقد ترجمه باب شده است که خیلی غیر حرفه‌ای و کیلویی در نقدها استفاده می‌شود. و اگر منتقد یا خواننده‌ای اصلا نظر خوبی دربارۀ ترجمۀ کتاب نداشته باشد، برای من این احساس خوب وجود دارد که حداقل فهمیده کتاب دربارۀ چه بوده است. من فکر می‌کنم که می‌دانم که چرا منتقدین سعی دارند مسائل را قدری پیچیده‌ کنند و این تنها به آن علت نیست که آن‌ها کتاب را زبان اصلی نخوانده‌اند؛ در اصل ترجمه نمی‌تواند به طور کامل یک کتاب را به زبان دیگری برگرداند و اگر یادداشت‌نویسان بخواهند صادقانه نقد بنویسند باید عیار سنجش خود در نقد یک کتاب ترجمه شده را بر خود کتاب بگذارند حالا می‌خواهد ترجمه خوب باشد یا نه.

حرف شما کاملن درست است. عل‌رغم اینکه برخورد بولانیو با کلمات بسیار متمایز است و بر اساس تجربۀ شخصی‌ای که مرور آثار او داشتم فهم عمق خیال‌پردازی‌هایی که در خط به خط آثار او دیده می‌شود گاهی بسیار سخت می‌شود. گاهی مخاطب با این بازی‌های زبانی روبه‌رو می‌شود و به کشفی لذت‌بخش در پی آن می‌رسد آیا می‌توان کلام را جوری ترجمه کرد که چنین احساسی به خوانندۀ زبان دوم نیز منتقل گردد؟ باید برای شفاف‌تر شدن جملاتی را از متن ترجمه‌های‌تان مثال بیاورم: "وانمود کردن، مثل چیره شدن به زور بر واقعیت است ." یا "این باعث وضع قوانین شد، این بر علیه قوانین خود قد کرده بود، این قوانین جدیدی را در پی داشت"... یا "استعاره‌ها راهی‌هایی هستند که ما خود را در جهانی ساختگی گم کنیم یا شبیه به در جا شنا کردن در دریایی از وانمودها است."

حال شما به عنوان یک مترجم چقدر باید در انتخاب کلمات مناسب، وسواس به خرج بدهید تا در کتابی به قطر 2666 اصل مطلب ادا شود؟ آیا شما هم مثل من نگران این نیستید که در هنگام انتخاب واژگان مناسب، با متن اصلی دچار تضاد شوید؟

-         دقیقن همین است. این کلمات باید بسیار دقیق  انتخاب شوند و این کار نیاز به یک هماهنگی کامل دارد بین آن بخشی که بولانیو به عنوان نویسنده خلق کرده و کاری که من به عنوان مترجم انجام می‌دهم. برای مثال در پاراگراف زیر من از منابع مختلفی برای رسیدن به جایگزینی مناسب برای کلمۀ semblance - apariencia –در معنای تظاهر- استفاده کردم:

"آنسکی فکر می‌کرد این‌ها ترس‌هایی غیرمنطقی است، به‌خصوص وقتی که این آدم‌ها ترسشان را با تظاهر درمان کنند. انگار از نظر نویسندگان بد، بهشتِ نوسندگان خوبْ مملو از تظاهر باشد. انگار ارزش (یا تعالی) اثر به تظاهر متکی باشد."[1] (این پاراگراف بسیار طولانی‌تر از این است ولی فکر می‌کنم برای جا افتادن مطلب کافی باشد.)

 2666 پر است از ارجاعات درون متنی و مَثَل‌هایی که به سختی قابل ترجمه‌اند، و من به جد نگران این بودم که در هنگام ساخت معادل‌هایی برای آن‌ها بسیاری از نکات از دست برود و یا بعضی به کلی غیرقابل برگردان باشند. در حقیقت اگر یک چیز در مثالی که در بالا آوردم با حرف‌هایم تناقض باشد این است که برای مثال من گاهی مجبور می‌شدم در ترجمۀ یک کلمه از زبان اسپانیایی دو معادل متفاوت بیاورم. (برای مثال در ترجمۀ "apariencia" از دو کلمۀ "seeming"  به معنی صوری، نمودین و "semblance" به معنی تظاهر استفاده شده است.) و علت اصلی این بوده که گاهی یک کلمه در یک زبان می‌تواند چند معنی مختلف را در موقعیت‌های گوناگون داشته باشد ولی معادل آن در زبان دیگر این توان را ندارد.

 

 

خیلی علاقه‌مندم که نظر شما را دربارۀ مشخصه‌های بارز و اصلی رمان 2666 بدانم. این کتاب مملو از حقایق گفته نشده، اتفاقات به ظاهر بی اهمیت ولی در باطن تاثیرگذار و تاریخ غیر رسمی است. احتمالن شما هم معتقید که هنوز بسیاری نکات دربارۀ این کتاب گفته نشده و نیاز به بحث و گفت‌وگو دارد؟

-         مطمئنن شما درست می‌گویید.  بسیاری از بخش‌های کتاب به اسطوره‌ها ارجاعاتی دارند. الان نمی‌توانم لیست دقیقی از این ارجاعات به شما ارائه بدهم ولی برای گشایش این بحث عده‌ای بر این عقیده هستند که ارتباطی وجود دارد بین آرچیمبولدی و مجسمه‌ای که به عنوان خدای زن در اسطوره‌های یونانی به آن باور دارند. بحثی دربارۀ مِدوسا (زنی نفرین شده با روی سرش به جای مو مار وجود داشت و بعد از مرگ پگاسوس اسطوره‌ای با بدنی از اسب و سری از انسان، از گردن او به دنیا آمد.) و علت باور یونانی‌ها به شیطان وجود دارد. جدای این ارتباط‌های بینامتنی پیدا و پنهان بسیاری بین 2666 و دیگر کتاب‌های این نویسنده و به خصوص رمان کارآگاهان وحشی (Savage Detectives) وجود دارد. یک مثال بسیار واضح، در بخش "دربارۀ جنایت" پلیس جوانی به اسم لالو کورا در داستان حضور دارد که پدر او آرتور بولانو و مادرش آلیسس لیما می‌باشد که هر دو از شخصیت‌های رمان کارآگاهان وحشی به شمار می‌آیند.

 

آیا تا به حال با یادداشتی روبه‌رو شده‌اید که به بهترین شکل نکات پنهان این رمان را برای خوانندگان آشکار کرده باشد؟

-         بنده نمی‌توان مدعی این باشم که تمام نقدها و یادداشت‌هایی که تا به امروز  بر 2666 نوشته است را خوانده‌ام (برای مثال من هنوز یادداشت فرانسیس پروسس هارپرز را نخوانده‌ام.) اما در میان خوانده‌هایم می‌توانم به مقاله‌ای از آدام کریش اشاره‌ کنم که بسیار شگفت‌زده‌ام کرد، او نقل قولی از پروست می‌آورد که می‌گوید: "یکی از نشانه‌های اینکه ما بفهمیم در حال خواندن شاهکاری نو در ادبیات هستیم این است که پس از خواندن کتاب احساس آشفتگی کنیم." و من معتقدم این حرف کاملن درست است. بولانیو با نثر دم‌دستی و ساده‌فهم همیشه در جدال بوده؛ او داستان‌نویسی شاعر مسلک بوده و با این وجود شاعرانگی آثار او آنقدر دم‌دستی نیست که بتوان به آسانی آن را دریافت. آدام کریش همچنین نکته‌ای دربارۀ 2666 می‌گوید که از چشم من دور مانده بود، او دربارۀ قسمتی در فصل "دربارۀ جنایت" صحبت می‌کند که اشاره‌ای به کتاب رجعت دوباره ویلیام ییتز دارد.

 

بیشتر نوشته‌های بولانیو آشفته هستند. بخش‌هایی از داستان گاهی پیچیده و عاری از عاطفه و احساسات است و انگار که از ناخودآگاه نویسنده بیرون آمده، آیا ترجمۀ چنین بخش‌هایی برای شما یک چالش نبوده؟

-         چرا، بسیار زیاد، یک مترجم همواره در درون خود گرایش به این دارد که از پیچیدگی‌های متن بکاهد و کاری کند تا متن ترجمه شده برای مخاطب قابل فهم باشد، ولی مسلم است که این کار یک پروسه به دور از منطق است. من از اینکه بخواهم ظاهری خوش آب و رنگ به یک نوشته بدهم به شدت خودداری می‌کنم.

 

این رمان یک اثر عظیم بود که توسط شما ترجمه شده. خوانندگانی مثل من که از خواندن رمان‌های قطور خسته می‌شوند شاید فکر کنند که بعد از این ترجمه شما مدتی به خود استراحت خواهید داد، آیا این موضوع درست است؟ آیا کاری برای ترجمه انتخاب کرده‌اید؟

-         درست است، در حال حاضر ترجمه کتاب قطوری را در دست ندارم ولی به طور کامل هم در تعطیلات به سر نمی‌برم. برنامه‌ریزی کرده‌ام زمان‌هایی را به خودم استراحت بدهم ولی همچنان متن‌های کوتاهی را برای ترجمه در دست می‌گیرم. من دختری 11ماهه دارم که به تنهایی بیشتر وقت من در روز را به خود اختصاص می‌دهد. با تمام این‌ها، بعد از ترجمۀ دو کتاب "کاراگاهان وحشی" و "2666" پی برده‌ام که چقدر به عنوان یک مترجم پخته‌تر شده‌ام و حالا خودم را برای انجام یک پروژۀ جدید کاملن آماده می‌بینم، حالا هر کتابی می‌خواهد باشد.

 

و در نهایت به عنوان آخرین پرسش: محبوبت‌ترین شخصیت در آثار بولانیو برای شما کدام است؟ شخصیت محبوبتان در 2666 کدام است؟

 

-         2666 داستان‌هایی شخصیت‌محور است که شخصیت‌هایی خوش ساخت و دوست داشتنی دارد. شخصیت‌هایی که هر کدام خود را در پشت نقابی مخفی کرده‌اند و در مقایسه با شخصیت‌های رمان کارآگاهان وحشی، خصوصیت‌های رئال انسانی کمتری دارند. ولی استثنای بزرگی هم وجود دارد که آمالفیتانوست که محبوب‌ترین شخصیت من هم در این داستان به شمار می‌آید. در کل من تمام بخش "دربارۀ آمالفیتانو" را بسیار دوست دارم و فکر می‌کنم بهترین بخش از تمام کارهای بولانیو به شمار می‌آید. و در نهایت لولا، همسر فریبکار و بی‌وفای آمالفیتانو، یک آفرینش بسیار هوشمندانه.

 

 

 



[1] این پاراگراف از ترجمۀ فارسی رمان 2666 مترجم: محمد جوادی برداشته شده است.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید