پرینت

نگاهی به مجموعه داستان "تجاوز قانونی"-امیرحسین پندار

نوشته شده توسط امیرحسین پندار. Posted in ویژه‌نامه‌ی کوبوآبه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

در هم آمیختن تنهایی و استیصال
نگاهی به مجموعه داستان "تجاوز قانونی"
نوشته کوبو آبه
ترجمه علی قادری/ نشر مروارید

تصور نکنید این مشکلی ست که گریبان گیر من شده
این معضل در انتظار تک تک شماست، مگر اینکه
دست در دست یکدیگر با سوء استفاده از اصول دموکراسی
به شدت برخورد کنیم!
"تجاوز قانونی-کوبو آبه


تعبیر و توصیفهایی را که یک جامعه یا گروهی منتقد درباره ی یک نویسنده ارائه می دهند، نمی شود و نباید زیاد جدی گرفت و آن را ملاکی برای شناخت و برخورد با آن نویسنده قرار داد. این که به طور مثال گاهی آثار یک نویسنده ی روس را تداعی کننده ی آثار داستایوسکی و تولستوی، یا یک نمایشنامه نویس را زنده کننده ی امیدهای فراوان به ظهور شکسپیری دیگر باره، تلقی می کنند، معمولا در حد شعاری باقی می ماند و بعد از خواندن اثر مشخص می شود که یا غلو بوده و یا نظری کاملا شخصی که پا را از دایره ی قیاس عقلانی فراتر نهاده! اما گاهی هم اتفاق دیگری می افتد و آن اینکه این تعبیرها تا حد زیادی درست از آب در می آیند . در مورد کوبو آبه ،نویسنده ی ژاپنی، وقتی رمان شاهکار او "زن در ریگ روان" را می خوانی، با خودت فکر می کنی منتقدان ژاپنی پر بیراه نرفته اند وقتی او را "کافکا ی ژاپن" نامیده اند، و یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات ژاپن دانسته اندش.
اما در این مجال قصد داریم نگاهی داشته باشیم به مجموعه داستان "تجاوز قانونی" که از همین نویسنده ی ژاپنی توسط علی قادری به فارسی ترجمه شده. این مجموعه از شش داستان تشکیل شده، همچنین مصاحبه ی کوتاه و مختصری هم با کوبو آبه  ،ترجمه و در انتهای مجموعه گنجانده شده، مصاحبه ای که فقط می تواند اطلاعاتی خیلی مختصر و دیدی جزئی درباره ی نظرات کوبو آبه حول سیاست و ادبیات به دست بدهد.
اما یکی از مهمترین داستان های این مجموعه، داستان "تجاوز قانونی "است که نام کتاب هم برگرفته ازنام همین داستان است. "تجاوز قانونی" با یک ضربه ی ناگهانی که به مخاطب وارد می کند کار خودش را شروع کرده و در حالتی اغما گونه و متوهم تا انتها پیش می رود. داستان مردی که در یک شب، خانواده ای وارد خانه ی او می شوند و شروع می کنند به قانون گذاری و زورگویی و در نهایت هم می رسند به پیاده سازی یک استبداد کامل. پشتوانه شان هم در تمام اعمال و اقداماتشان این است که دارند به آرای اکثریت عمل می کنند، در حالی که این اکثریت همان اعضای خانواده ی مذکور هستند، و عضو دیگری در میانشان نیست. اینها ادعا می کنند که دارند اصول و اساس دموکراسی را پیاده می کنند. این جاست که شخصیت اصلی داستان که خانه اش مورد تصرف قرار گرفته و از استیصال بی اندازه ای رنج می برد، همسایگان خود را که اتفاقا نمادی از تمام مردم استبداد زده هستند به یاری فرا می خواند تا مگر از دست زورگویانی که هستی او را به مخاطره انداخته اند، رهایی یابد.
این سرنوشت ِ یک شخص و داستانی با محوریت یک خانه نیست، این نمونه ای از یک جامعه است در مقیاسی کوچکتر که هیچ کدام از ساکنین ِ آن را به تنهایی یارای مبارزه با کسانی که آسایش آنها را تحت الشعاع قرار داده اند، نیست. و دریغ که در نهایت، این تنهایی با استیصال در می آمیزد و نتیجه اش چیزی جز تباهی و نابودی نیست. در این جاست که می شود رد پای کافکا را دید، آن هنگام که شخصیت بهت زده ی "محاکمه"اش ،جوزف.ک ، مستاصل و وامانده، به کام مرگی ناعادلانه کشیده می شود. مانند راوی "تجاوز قانونی" که در نهایت سمبه ی استبداد را پرزور تر از بهت و حیرت خودش می بیند و سر خم می کند در مقابل اکثریتی که الزاما همیشه هم حق با آنها نیست. اینجا هم مرگ پایان محتوم همه چیز است. خلاصی ست از دست ِ دردی که بر جان آدمی می نشیند وهیچ درمانی هم در آن کارساز نمی افتد.
در داستان کوتاه "سرباز خیالی" ، کوبو آبه ، پریشانی های ذهنی اش را در قالب فضایی  وهم گونه و معمایی پیاده می کند و داستانی خلق می کند که هر چند کوتاه و بدون تلاطم است، اما باز هم مخاطب را با یک "چیستی" و "چرایی" مواجه می کند و تلاش می کند تا در همین حجم اندک ذهن مخاطب را به سمت مسائلی مهم و غیر قابل چشم پوشی از قبیل فرار و خیانت، سوق دهد.
در داستان "جنایت آقای اس.کارما" که ما فقط بخش کوتاهی از آن را در این مجموعه می خوانیم، بشرِ عصرِ حاضر را به تصویر می کشد، با تمام بحرانهای شخصیتی و رفتاری اش! بحران هویت انسانهای امروز را در قالب یک کنایه نمایان می کند و در نهایت اعتراف انسان را به بی هویتی در این عصر و زمانه، رقم می زند.
همه ی اینها نشان از ذهنی مسئول و پیچیده دارند که هیچ کدام از داستانهای کوتاهش را ، حتی کوتاه ترین شان را بدون هدف و بدون تلاش برای بیان یک حقیقت ، به رشته ی تحریر درنیاورده است. کوبو آبه نویسنده ای ست که باید بیش از اینها ترجمه و خوانده شود، هر چند، "زن در ریگ روان" می تواند به تنهایی شناسنامه ی ادبی او باشد و قدرت قلم و ذهن پیچیده ی او را اثبات کند.

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی