پرینت

گراهام گرین؛ نویسنده «موقعیت های غیرعادی» - علیرضا عطاران «آرام»

نوشته شده توسط علیرضا عطاران. Posted in ویژه‌نامه‌ی گراهام گرین

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 



گراهام گرین؛ نویسنده «موقعیت های غیرعادی»
علیرضا عطاران «آرام»

«گراهام گرین» (1904 – 1991) نه تنها در آثارش به «موقعیت‌های غیرعادی» می‌پردازد که خودش نیز «موقعیت غیر عادی» دارد. تا جایی که وقتی خبرنگاری از او می‌پرسد؛ خوانندگان، شما را یک نویسنده کاتولیک مى‏دانند. سخن خبرنگار را قطع می‌کند و به تندی پاسخ می‌دهد:
ـ «آه، نه خواهش مى‏کنم. درست است که من نویسنده‏اى کاتولیکم اما کاتولیکى لاادرى هستم.»
مصاحبه خبرنگار نشریه آرژانتینى«ال پاییس آدى یرى یو» با «گراهام گرین»
البته بايستی اشاره کنم که پرداختن به «موقعیت‌ها» موضوع اصلی ادبیات است. رمان تا کنون به مسائل زیادی پرداخته است؛ مسائلی مانند: جدال با سرنوشت، نیک‌بختی و تیره‌بختی آدمی، جنگ و مبارزه طبقات، روابط نابرابر اجتماعی، و مهمتر از همه؛ پرداختن به تناقض‌ها، دوگانگی‌ها و تضادهای شخصیت‌ها ـ ويژگی که به واقع گوهر اصلی هستی آدمی را تشکیل می‌دهد. ـ اما آن چیزی که از دید بسیاری از آثار ادبی دور مانده است، توجه به «موقعیت‌های خاص» است. موقعیت‌هایی که می‌توان آن را هسته‌ی مرکزی گوهر «حقیقت» محسوب کنیم.
در این میان، موقعیت‌های خاص در آثار «گرین» آن تأثیر عمیق و زنده ای که در ما می گذارد، تنها از به کار گرفتن حوادث خشونت‌بار و موضوع‌هایی که در مسافرت‌ها و تجربیات او در موقعیت‌های تاریخی و اجتماعی داشته نمی‌باشد، بلکه ويژگی و تأثیر عمیق آثار او در خلق شخصیت‌هایی که در شرایطی خاص گرفتار «موقعیت‌های خاص» می‌شوند. شرایطی که همگی به تقویت این احساس کمک می‌کنند که پنداری شخصیت‌ها و حوادث داستان های او ناظر بر حقایق و اموری سخت فراتر از خودشان هستند که به گفته «فورستر»: «روح بی‌نهایت در آنها حلول کرده است.»
از طرفی او سعی کرده است به موقعیت‌هایی بپردازد که گرچه ـ خاص ـ هستند، اما چندان عادی نیستند. آن هم در موضوعی مهم و بنیادی به نام «اخلاق و مذهب». در این میان رمان «قدرت و جَلال (The Power and the Glory)  از ويژگی خاصی برخوردار است.
گراهام گرین این کتاب را پس از سفر به مکزیک ـ در سال 1938 ـ نوشت. در این رمان به وضعیت اسف بار مردم این کشور در زمان اجرای قوانین ضدمذهبی دولت این کشور پرداخت. اثری که ـ چه در موضوع و چه در محتوا ـ به دفاع از ایمان مسیحی می‌پردازد، اما نوعی ایمان غیر عادی!.
داستان روایت زندگی کشیشی است که هم به خاطر کشیش بودنش تحت تعقیب است و هم به جهت اعتیادش به الکل ـ چون که حکومت انقلابی مکزیک؛ با مصرف و قاچاق مشروبات الکلی به شدت مبارزه می‌کند. ـ از سویی این کشیش، چندان هم مورد تأیید کلیسا نیست. ـ چون که در گذشته پنهانی با زنی روستایی رابطه داشته و نیز یک دختر کوچک ثمره این گناه بزرگ اوست. ـ از سویی هنگامه ترس و تعقیب نمی‌گذارد او حتی دستی پدرانه بر سر این فرزند بکشد. اما با همه اینها و با وجودی که باور و ایمان کشیش چندان مستحکم نیست، او هرگز ایمان خودش را از دست نمی‌دهد، به طوری که مراسم بسیاری برای توده‌های مردم برگزار می‌کند. مراسمی که باعث می شود؛ مردم باورهای مذهبی ـ حتا اگر از سوی کشیشی که چندان آدم اخلاقیِ نیست، تبلغ شود ـ به آرمان‌های کاذب انقلابی ترجیح می‌دهند. [و این همان «موقعیت غیر عادی» رمان است.]
اینجا لازم است اشاره کنم که مذهب همواره سعی کرده است، همه چیز ـ از جمله داستان ـ را به ساحت اخلاق منتقل کند، اما با این وجود؛ تاکنون هیچ رمان دینی به مفهوم واقعی، به وجود نیامده است. البته رمان‌های بسیاری نوشته شده که مضون‌های اخلاقی و دینی داشته‌اند، اما این موضوع هیچ ربطی با رمان ندارد. بوسوئه ـ روحانی سخنور فرانسوی ـ می گوید:
«هیچ تفاوتی چشمگیرتر از آن تفاوت نیست که میان زندگی براساس، طبیعت، از سوئی، و زندگی بر اساس فیض حق، از سوی دیگر، به چشم می خورد. رمان نویس اگر مذهبی باشد به ويژه از همین دوگانگی و تفاوت رنج می برد.»
اخلاق همیشه سعی کرده آرمان‌ها را بجوید و به تبیین آن بپردازد؛ یعنی نیکی را پر و بال می‌دهد و می‌پروراند و بالا می‌آورد، تا بتواند شر را بشکند و بخورد و نابود گرداند، اما کاری که نویسندگان می‌کنند؛ جدایِ از این مسائل است. اخلاق از نظر آن‌ها ؛ توازن ظریف و همواره در تزلزل و جاودانه در تغییری است که میان شخصیت‌ها و جهان بیرون برقرار می شود، توازنی که هم مقدم بر هر پیوند راستین است و هم ملازم آن.
در جهان داستانی «گراهام گرین» نیز زندگی عبارت از همین دست یافتن به رابطه‌ای ناب میان خودمان و جهان زنده ای که درپیرامون ما است. شیوه ای هم که من از رهگذر آن «روح خود را رستگاری می‌بخشم.»  برای همین است که می‌گوید: «به‌نظر من گناه‌کار و قدیس می‌توانند با هم جمع بیایند.»
این ويژگی «گرین» باعث شده که انگشت خود را درست روی «موقعیت های غیرعادی» فرو کند، فرقی هم نمی کند که این موقعیت به سود اخلاق ـ حتی اخلاق مذهبی ـ است، و یا به سود «آزادی» عنان گسیخته. حتی اگر از سوی کلیسا مورد ملامت قرار گیرد.
مانند زمانی ـ ژوئيه 1865 ـ که «گرين» به حضور پاپ پل ششم رسيد و به او گفت « قدرت و جلال» را دفتر امور دينى محكوم كرده است.
به روايت گرين، پاپ پرسيد: «چه كسى آن را محكوم كرده است؟»
«گرين» جواب داد: «'كاردينال پيزاردو.»
پاپ اين نام را با لبخندى كنايه‏آميز تكرار كرد و گفت: «آقاى گرين، قسمت‌هايى از كتاب شما  يقيناً  بعضى كاتوليك‌ها را مى‏رنجاند، اما شما نبايد اهميت بدهيد.»
قدر مسلم این هم از یکی از همان «موقعیت‌های غیرعادی» است که پاپ به سود «گراهام گرین» موضع‌گیری می‌کند.

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی