پرینت

نگاهی به باشگاه مشت‌زنی - داوود آتش‌بیک

نوشته شده توسط داوود آتش‌بیک. Posted in ویژه‌نامه‌ی چاک پالانیک و Fight Club

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

 

نگاهی به باشگاه مشت‌زنی
داوود آتش‌بیک
باشگاه مشت‌زنی از ساختارهای اجتماعی موجود گریزان است. رمانی که در ماهیت خود اساس نظام سرمایه داری را نشانه گرفته و هیچ رقمه هم حاضر نیست در برابر مهمترین رکن آن، مصرف گرایی ذره‌ای کوتاه بیاید یا حتا راه کاری میانه برگزیند. و این ضد ساختار بودن در تمام وجوه رمان حضوری پررنگ دارد. نثر داستان، تشکیل شده از جمله‌هایی کوتاه و بی‌ربط که در نهایت بافتی متشنج را شکل می‌دهد. بافتی که در ظاهر یک‌دست نیست و برای فهم دقیق و جز به جز آن باید چندین بار خوانده شود. و جالب‌تر از آن این‌که هر فصل از رمان در زمینه‌ای بی‌ربط قرار می‌گیرد به گونه‌ای که می‌توان هر فصل را مستقل خواند و از خوانش آن لذت برد. البته، تمامی فصول توسط طناب نازکی از قصه‌ به هم متصل می‌شوند ولی این خط قصه آن‌قدر پررنگ نیست که تمامی متن مثل خطی ممتد به شدت وابسته به پس و پیش و چینش وقایع باشد. این تشنج و بهم ریختگی ظاهری زمینه‌ای را فراهم می‌کند تا باشگاه مشت‌زنی در بازنمایی انسان پریشان دنیای مدرن موفق باشد. انسانی گرفتار که راهی جز طغیانی همه جانبه علیه تمامی نماد‌های جهان مصرف‌زده برایش باقی نمانده.
پیشنهاد نهایی باشگاه مشت‌زنی، از بیخ و بن کندن مصرف‌گرایی و بازگشتی تمام و کمال به بدویت و از نو ساختن همه چیز است. و هراسی ندارد که این راه‌کارش بی‌منطق به نظر برسد. چرا که او سعی دارد از اساس منطق موجود را رد کند و بنابراین راه‌کار پیشنهاد‌یش چیزی جز شورش نخواهد بود. ابایی ندارد که در این متن شخصیت‌ها ابله، پریشان و متوهم به نظر برسند. که هستند و محصول همین دنیای مدرنند. تمامی تلاش چاک پالانیک در طول این رمان این است که به وسیله‌ی فرم، تشنج درونی‌ شده در دنیای امروز را به سطح بکشاند و محل چالش کند. چالشی که دربرابر هیچ‌کس سر خم فرو نمی‌آورد. نه نسبت به آسمان خراش‌های آمریکا و نه نسبت به شخصیت‌های رمان رحمی ندارد. روابط مستقر بر دنیای مصرف‌گرای افراطی، تولید کننده‌ی این شخصیت‌های بیمار و متوهم است و این بیماران متوهم، راهی جز شورش و آنارشی پیش پایشان ندارند.
و البته بازی‌های چاک پالانیک به پس و پیش کردن فصل‌ها و ردیف کردن جمله‌های بی ربط و گاه، تکرار چندباره‌ی جمله‌ای خاص محدود نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین کار‌هایی که او در این رمان با شخصیت‌هایش می‌کند خالی کردن رابطه‌ها از مفهوم است. روابط انسانی در این رمان برپایه توهم شکل می‌گیرند. و البته، واکنشیند به جهان به شدت زنانه‌ی امروز. راوی در طول رمان بارها به این مساله‌ی مهم اشاره می‌کند که نسل او نسل آدم‌هاییست که پدرانشان را ندیده‌اند. یا بارها به نقش مهم مادر و حضور پررنگ زن اشاره می‌کند و این شکل از زندگی را گاه مورد تمسخر قرار می‌دهد. مثلا مادر مارلا که موقعیت‌های عجیب و گاه خنده‌داری را به وجود می‌آورد. و این دنیای زنانه باعث می‌شود که شخصیت‌های متوهم باشگاه مشت‌زنی به دنیایی مردانه پناه ببرند. راوی بیشتر از آن‌که مارلا را دوست داشته باشد، تایلر را دوست دارد. و حضور در باشگاه مشت‌زنی و چاک خوردن لب‌هایش را بارها به  مارلا و مادر مارلا و زندگی‌ مشترکشان ترجیح می‌دهد. « ما این‌جا یک‌جور مثلث عشقی ترتیب داده‌ایم. من تایلر را می‌خواهم، تایلر مارلا را و مارلا من را «
باشگاه مشت‌زنی رمانی آوان‌گارد است. رمانی کمدی - رمانتیک که سعی می‌کند با بهم ریختن پازل‌ روایت، کنار گذاشتن نثر و زبان مرسوم، به شوخی گرفتن مفاهیم دنیای مدرن، و در نهایت پیشنهادی ابلهانه توسط شخصیت‌هایی متوهم به جهان هرچه پریشان‌تر امروز بپردازد و آن را در فرم و مضمون بسازد و نقد کند. و سعی کند تمامی نقاط ضعف آن‌را از عمیق‌ترین لایه‌ها به سطح بکشاند و تصویری متفاوت از دنیای امروز را در مقابل خواننده قرار دهد. جان پالانیک به تمامی اهداف خود می‌رسد.

 

 

 

این مطلب را در صفحه اجتماعی خود به اشتراک بگذارید

اضافه کردن نظر

خواهشمندیم در هنگام ثبت نظر، از نام، نام خانوادگی و ایمیل حقیقی خود استفاده نمایید. در غیر این‌صورت، نظر شما منتشر نخواهد شد.


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی